اسكندر بيگ تركمان

306

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

و عثمان پاشا نيز تمام ولايت شروان و شكى را ضبط نموده بمعتمدان سپرده خود روانه استنبول شد و از خدمت خواندگار متعهد تسخير كل آذربايجان بلكه عراق شده رتبهء وزارت و سردارى يافت و بعزم تسخير آذربايجان با لشكر بيحد و مد روانهء ارزروم شد و چون زمستان پيچى ئيل بپايان رسيده و شاهدان بزم افروز نوروز تخاقوى ئيل تركى مطابق سنه 993 چون تركان خطا به قصد يغماى دلهاى ارباب وفا بآراستگى و پيراستگى تمام جلوه ظهور نمود و نوخطان رياحين نشاط افزاى مجلس آرايان بزم بهار گرديدند نواب جهانبانى باقتضاى ايام بهار و جوانى بتجرع راح ريحانى و لوازم عيش و كامرانى پرداخته از گلرخان لاله عذار كام ستان بودند ايام نشاط انگيز بهار را در عشرت آباد تبريز بخرمى و حضور گذرانيده و با شيطان نام آهنگر پسرى كه عليقلى خان فتح اغلى از اصفهان آورده بود و فى الواقع چهرهء آتش افروزش مانند كورهء آهنگرى ميتافت تعلق و تعشق آغاز نهاده از باغ وصالش گلهاى آرزو ميچيد و شاهقلى بيك عربا اغلى روملو در باب او اين بيت تركى عجب گفته بود : بيت كونكلم قوشين اول نرگس فتان اپاره * كيمدور كه اوننك غمزه سندن جان اپاره شيطان شيطان ديدى و كلرى * كر بوالسه من راضيم ايمانمى شيطان اپاره ديگرى از ظرفاء گفته بود : رباعى عاشق چو رخ تو بيند از جان گذرد * تير مژه‌ات ز سينه پران گذرد از دولت هم ناميت اى صنع خداى * شك نيست كه حق ز جرم شيطان گذرد القصه چون ايام بهار و هنگام شكوفه و ازهار بسر آمد و هوا روى بگرمى آورد و كوه و صحرا از سبزهء شقايق آراسته و پيراسته گرديد موكب همايون بييلاق اشكنبر و كلنبر توجه نموده از آنجا ببازار - جاهى تشريف بردند و سه ماه تابستان در ييلاقات بسركرده ابواب عشرت و شادمانى بر چهرهء آمال و آمانى شاه و سپاه مفتوح بود در ساغرى بلاغتى محمد خان تخماق كه قطع تعلق از ولايت چخور - سعد نموده در آن حدود بيسر و سامان بسر ميكرد باردوى گردون شكوه ملحق شده قشون آراسته به نظر رسانيد . درين اثنا خبر آمدن عثمان پاشا متواتر گشته موجب تفرقهء خاطر گرديد احكام مطاعه باحضار امراء و عساكر ممالك محرسه صادر گشته قورچيان بهرام صولت تعيين فرمودند كه از عراق و فارس و كرمان جميع عساكر نصرت نشان قزلباش از روى غيرت و مردانگى متوجه پايهء سرير اعلى گشته باردوى گردون شكوه پيوندند و مركوز خاطر شريف نواب جهانبانى آن بود كه چون اوان نشو و نما و آغاز دولت و جهان آرائى است طوايف اخلاص گزين و عساكر ظفر قرين قزلباش بتعصب دين و غيرت مذهب جمعيت نموده بتدارك سالهاى پيش در ركاب اقدس آن حضرت مردانه‌وار با سپاه مخالف كارزار نمايند و مناشير [ 224 ] عاطفت و استمالت نامه‌ها باسم محمد خان و وليخان و مسيب خان و كل امراء طايفه تكلو و